close
تبلیغات در اینترنت
اظهار محبت به جنس مخالف !

مسایل زناشویی

برای مشاهده کل مطالب به قسمت عناوین مطالب مراجعه کنید.

اظهار محبت به جنس مخالف !

اظهار محبت به جنس مخالف، اغلب به یكی از دو هدف زیر انجام می‏گیرد:

1.به منظور ایجاد روابط دوستانه و صمیمانه و استمرار آن برای مدت زمانی خاص، در جهت پاسخ به احساس نیاز روانی خود (یعنی نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن.)
2.به منظور آشنایی با یكدیگر و فراهم كردن مقدمات ازدواج.

انگیزه‏های دیگری را نیز می‏توان فرض كرد؛ ولی معمولاً جوان در این گونه اظهار محبت‏ها به دنبال یكی از دو امر است؛ یعنی یا خود داشتن رابطه دوستانه و اظهار محبت به دیگری هدف است و یا اظهار محبت و دوستی، مقدمه جلب نظر طرف مقابل، برای ازدواج و تشكیل زندگی مشترك است.

حال ببینیم كدام یك از دو صورت فوق را می‏توان پذیرفت و بر آن مهر تأیید زد.

شكی نیست كه انسان دارای نیازهای مختلف زیستی، اجتماعی، عاطفی و شناختی است. او نیاز به خوردن و آشامیدن دارد؛ نیازمند ارتباط و تعامل با دیگران است و در پی پاسخ دادن به سوال‏های شناختی خود است و سرانجام نیازمند محبت كردن و مورد محبت واقع شدن است. برخی روان شناسان با انواع نیازهای مختلف انسان و سطح بندی آن، بر اهمیت نیازهای عاطفی‏در دوران نوجوانی و جوانی و لزوم تأمین آن، توسط گروه همسالان، تأكید می‏ورزند و معتقدند كه این نیاز، یكی از نیازهای عالی انسان است و همسالان با ایجاد ارتباط مثبت عاطفی، می‏توانند به تأمین آن بپردازند؛ اما آن چه در ایجاد رابطه دوستی و اظهار محبت به دیگری از اهمیت زیادی برخوردار است، آن است كه این اظهار محبت به چه كسی و تا چه محدوده‏ای انجام گیرد تا هم آن نیاز عاطفی پاسخ داده شود و هم عوارض و پیامدهای منفی نداشته باشد و به عبارت دیگر، به چه هزینه‏ای می‏خواهیم این نیاز را تأمین و ارضا كنیم؟

همان طور كه ما برای تأمین نیازهای زیستی خود دست به هر اقدامی نمی‏زنیم، بلكه سعی می‏كنیم طبق معیارهای صحیح، به آن چه تناسب بیشتری با وضعیت جسمانی ما دارد، عمل كنیم، شایسته است همین روش را در مورد نیازهای عاطفی و روانی به كار ببریم و آن چه سلامت روحی و روانی انسان را تهدید می‏كند، به كناری گذاشته، از آن دوری كنیم. در این مقاله به ذکر یک پیامد در اظهار محبت به جنس مخالف می پردازیم.در مقاله ی بعد به بررسی سه پیامد دیگر خواهیم پرداخت.

 

زیاده‏طلبی:
كمال‏طلبی انسان، در هر بعدی از ابعاد جسمانی و روانی، زبانزد همگان است. اگر فردی در پی علم و دانشی باشد و آن را ارزش مطلق بداند، هیچ گاه دست از كنجكاوی و دانش جویی خود بر نخواهد داشت و چه بسا در واپسین لحظات زندگی نیز در پی كشف مجهولات خود باشد. فرد دیگری كه در پی كسب قدرت و سلطه بر دیگران است، اگر بر تمام كره خاكی سلطه یابد، آن را كم و اندك می‏پندارد و حكومت بر دیگر كرات را خواهان است و كسی كه خواهان ثروت است، اگر گنج قارون و بیشتر از آن را داشته باشد، باز هم در پی مال و ثروت بیشتر است. به طور كلی در تمام زمینه‏ها این كمال خواهی ظهور و بروز دارد و با اندك تأملی در رفتار خود و دیگران، می‏توان این صفت را كشف و مشاهده كرد.

آیة ‏الله سبحانی گفته است: روزی در محضر حضرت آیة ‏الله ‏العظمی بروجردی(ره) نشسته بودیم كه گفتند یكی از پزشكان تركیه خواستار ملاقات با مرجع جهان شیعه است. آن پزشك، هدف از ملاقات خود را تقاضای مقاله‏ای علمی درباره ی علت و یا علل تحریم شراب از نظر فقه شیعه برای ارائه به همایشی در تركیه عنوان كرد.

نماینده همایش دوست داشت پاسخ سؤال را مستقیماً از آیة‏الله بروجردی بشنود؛ از این رو، سؤال كرد كه چرا اسلام نوشیدن شراب را حرام كرده است؟ آن مرجع بزرگ، در پاسخ به وی چنین اظهار داشت: حقیقت انسان را عقل و قدرت اندیشه و تفكر وی تشكیل می‏دهد و اگر عقل نبود، ایشان با دیگر موجودات زنده چه تفاوتی داشت؟ پس در حفظ آن، باید كوشا بود و آن چه با این بعد وجودی تعارض و تنافی دارد، باید با آن به مقابله برخاست. یكی از اموری كه در تضاد شدید با قوه ی عقل انسان است، نوشیدن شراب است. بنابراین، چون شراب عقل را از بین می‏برد و حقیقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع كرده است. آن پزشك گفت: درست است كه نوشیدن زیاد شراب باعث از بین رفتن قوه تعقل انسان است، ولی اگر كسی به مقدار كمی از این نوع مایعات بنوشد، نمی‏توان گفت چنین تأثیری را دارد؛ چرا اسلام آن مقدار اندك را نیز ممنوع كرده، نوشیدن آن را غیرمجاز می‏داند.

آیة‏الله بروجردی گفت: چون انسان كمال طلب است و هرگز به مقدار كم قناعت نمی‏كند، اگر مجاز شمرده شود، بر اساس كمال خواهی‏اش، به تدریج بر خواسته خود می‏افزاید و چه بسا به جایی می‏رسد كه خودش هم فكرش را نمی‏كرد. به همین جهت است كه اسلام از همان ابتدا، حتی مقدار اندك را ممنوع كرده است و به عنوان یك قانون قطعی و دقیق برای تمام افراد، چه با اراده و چه كم اراده، به اجرا گذاشته می‏شود و چون این ویژگی، یعنی كمال‏طلبی، در دیگر ابعاد و زمینه‏ها جاری است، دیگر قوانین و مقررات و دستورات صادره از طرف قانون گذار هستی، چه بسا بر اساس همین نكته شكل گرفته است و آن جا كه ممكن است زیاده‏طلبی باعث حریم شكنی شود و به تدریج در وادی هولناك و خطرات جانی و روحی قرار گیرد، با جدیت و قاطعیت آن را نهی می‏كند. اظهار محبت به جنس مخالف، از همین موارد است كه با یك سلام و احوالپرسی ساده و مختصر و یا به انگیزه اهداف آموزشی و غیره شروع می‏شود، ولی به تدریج نوع رابطه و گفت‏وگو تغییر پیدا كرده، به میزان و كمیت آن نیز افزوده می‏شود و تا آن جا پیش می‏رود كه تمام انرژی عاطفی خود را می‏خواهد در همین گفت‏وگوها و ارتباط هزینه كند و هرگز به همان حداقلی كه در روزهای اول داشته، اكتفا نمی‏كند و بر همین اساس است كه از همان آغاز باید از ایجاد ارتباط عاطفی و مبتنی بر احساسات اجتناب كرد.

بنابراین، ما برای اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشأ سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمی را به دنبال نداشته باشد)، دلیل موجه و قابل قبولی را نمی‏شناسیم. در واقع، اگر هم باعث سوء تفاهم نشود، باعث سوء رفتار می‏شود و به تدریج افراد در گردونه‏ای وارد می‏شوند كه چه بسا هیچ كدام خواستار آن نبودند. گردونه‏ای كه گاهی رهایی از آن، مستلزم هزینه كردن تمام انرژی روانی و جسمانی فرد و قرار گرفتن در بن بست شدید است.

 

1. وابستگی:
با شكل‏گیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی آن، زمینه فی وابستگی آنها به یكدیگر و تشدید آن فراهم می‏شود. از آن جا كه نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جوانی به اوج خود می‏رسد و معمولاً فضای نسبتاً مناسبی برای ارضای این نیاز (هر چند به طور غیر صحیح آن) در محیط آموزشی و دانشگاهی وجود دارد، به شكل خودكار دختر و پسر در این كانال قرار می‏گیرند و هوشیارانه و در اكثر موارد به طور ناخودآگاه گرفتار چنین گردابی می‏شوند و آن را با عنوان‏های عرف پسند و موجه پوشش می‏دهند و باطن غیر موجه آن را با پوشش‏های ظاهری، نیكو و پسندیده جلوه‏گر می‏نمایند.

با این روش، علاقه ی ابتدایی شدت یافته، با وجود تصمیم ابتدایی دو طرف یا یكی از آنها، كم‏كم دو طرف به یكدیگر وابسته می‏شوند. این وابستگی (در بسیاری موارد اگر نگوییم در تمام موارد)، آفت بزرگی برای تمركز حواس، تحصیل و تفكر عمیق در امور درسی‏آنها می‏شود؛ به گونه‏ای كه گاهی مطالعه و حضور در كلاس درس را غیرممكن می‏سازد وهر كدام از آنها در تمام اوقات شبانه روز حتی در كلاس درس در فكر طرف مقابل است.

وابستگی به وجود آمده، مانع گزینش صحیح و دقیق برای شریك آینده ی زندگی می‏شود و از آن جا كه شخص به فردی خاص وابسته شده، تمام نیكی‏ها، خوبی‏ها، زیبایی‏ها و ... را در فرد مورد علاقه ی خود می‏بیند و دیگر توان مشاهده ی عیوب احتمالی طرف مقابل را ندارد؛ زیرا از روی علاقه و از پشت عینك وابستگی، به طرف مقابل نگاه می‏كند و نه با نگاهی خریدارانه، نقادانه و بررسی كننده تا تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوی حقیقت بین مورد دقت و مشاهده قرار دهد.

از طرف دیگر، اگر كسی بخواهد با فردی فقط برای مدتی دوست باشد و به او اظهار محبت كند (نه دراز مدت)، مطمئناً با این وابستگی به وجود آمده (پس از آن مدت كوتاه یا طولانی)، امكان جدا شدن از یكدیگر از نظر روانی بسیار سخت و مشكل آفرین است و معمولاً در چنین مواقعی بسیاری از جوانان به افسردگی‏های شدید دچار شده، از زندگی ناامید می‏شوند و احساس می‏كنند كه نه راه پیش دارند و نه راه بازگشت؛ زیرا از طرفی می‏خواهند این ارتباط دوستانه را كه به وابستگی شدید منجر شده، ادامه دهند و از طرف دیگر باور دارند كه نمی‏توانند همدیگر را به عنوان شریك زندگی خود انتخاب كنند. این امر، گاهی به خاطر ویژگی‏های شخصی‏شان است و گاهی به خاطر عوامل خانوادگی، اقتصادی و...؛ مثل عدم توافق خانواده‏ها و نظیر آن است از این رو، دچار تنش می‏شوند و در یك بن بست سخت و شدید گرفتار می‏شوند.

 

2. احساس گناه:

شكی نیست كه ما در جامعه‏ای دینی زندگی می‏كنیم و اكثریت مردم از آموزه‏های دینی و اخلاقی متأثر هستند و به آنها احترام می‏گذارند. گرچه ممكن است هر فردی در سال‏های اول زندگی نسبت به برخی از دستورات دینی اطلاع دقیقی نداشته باشد، ولی به طور ناخودآگاه و به تدریج به بسیاری از هنجارهای اخلاقی و اجتماعی جامعه ی دینی آگاهی پیدا می كند. اظهار محبت و طرح رابطه ی دوستی با جنس مخالف، از رفتارهایی است كه جامعه ی دینی و ارزشی آن را نمی‏پسندد و به آن خرده می‏گیرد و با اندك دقتی در متون دینی و سخنان رهبران دینی روشن می‏شود كه ارتباط با جنس مخالف از چارچوب و قوانینی خاص برخوردار است و آزاد و بدون محدودیت نیست؛ بلكه نگاه اسلام به این گونه ارتباط‏ها، منفی است و همه را از ایجاد ارتباط عاطفی و احساسی با جنس مخالف نهی می‏كند.

اغلب جوانانی كه چنین روشی را در پیش می‏گیرند، طولی نمی‏كشد كه به خود می‏آیند و به گذشته ی خود می‏اندیشند و رفتارهای خود را با ملاك‏ها و معیارهای اخلاقی و شرعی مقایسه كرده، آنها را محك می‏زنند و دچار پشیمانی می‏شوند و اگر نتوانند به درستی از این فضای روانی خارج شوند، احساس گناه می‏كنند و این احساس گناه، منشأ بسیاری از ناگواری‏های روحی و روانی می‏شود. لازم به ذكر است كه تجدیدنظر نسبت به اعمال غیرمعقول و غیرمشروع گذشته، پشیمان شدن از آنها و تصمیم بر ترك آن را گرفتن، امری مقبول و شایسته و بلكه لازم و ضروری‏است؛ ولی آن چه به عنوان یك پیامد منفی در این جا از آن یاد می‏شود، آن احساس گناه شدیدی است كه بر فضای فكری فرد حاكم شده، توان خارج شدن از آن را از شخص سلب می‏كند و همراه با یأس و ناامیدی مطلق است و بدین وسیله، شخص توان حركت به سوی اصلاح و تغییر رفتار در مسیر زندگی را از دست می‏دهد.

آن چه بیان شد، برخی پیامدها و عوارضی است كه به دنبال اظهار محبت به جنس مخالف، به منظور داشتن رابطه ی دوستانه و صمیمانه شكل می‏گیرد. صورت دوم، یعنی اظهار محبت به جنس مخالف، به منظور آشنایی و فراهم كردن مقدمات ازدواج، شرایط دیگری دارد.

بی‏شك یكی از پیش‏نیازهای ضروری ازدواج، آشنایی دو طرف از ویژگی‏های رفتاری، شخصیتی، اخلاقی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و ... یكدیگر است و هر دو طرف با دقت و حساسیت زیاد و با استفاده از راه‏های مختلف تحقیق و بررسی، باید به اطمینان كافی دست یابند و از طریق همین آگاهی‏های واقع بینانه، دو طرف از نقاط ضعف و قوت همدیگر اطلاع پیدا می‏كنند و میزان تناسب و همفكری خود را درمی‏یابند.

در این صورت، چگونه و طبق چه مكانیزمی دو طرف باید به این هدف دسترسی پیدا كنند و آیا می‏توان با ایجاد رابطه عاطفی و اظهار محبت، به این هدف دست یافت و زمینه ی ارتباط دوستانه را فراهم نمود تا در این ارتباط‏ ها به روحیات و ویژگی‏های اخلاقی، خانوادگی و ... همدیگر پی‏برد؟ ما بر اساس شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده معتقدیم كه بیشتر ارتباط‏ هایی كه با همین قصد و نیت موجه و معقول شكل می‏گیرد، انگیزه ی دیگری را غیر از آن چه به زبان جاری می‏شود، در پی دارد (به خصوص اگر تقاضا كننده جنس مذكر باشد).

در واقع، تقاضای آشنایی با یكدیگر قبل از ازدواج، صرفاً پوشش به ظاهر مقبولی است كه فرد بدین وسیله می‏خواهد دلیل موجه و معقولانه‏ای برای ارتباط‏ های عاطفی و اظهار محبت‏های غیرمجاز قرار دهد. لازم به ذكر است كه برخی افراد، با طراحی از قبل و با چنین ترفندی، با مخفی كردن انگیزه ی شیطانی خود، در پی صید و به دام انداختن افراد ساده‏دل و خوش بین هستند تا نیازهای زناشویی خود را تأمین كنند و در واقع این گونه افراد آگاهانه طرف مقابل را قربانی غریزه ی زناشویی و خودخواهی‏های شهوانی خودشان می‏كنند. شكی نیست كه عده‏ای نیز هستند كه ناآگاهانه گرفتار چنین دامی می‏شوند و در این صورت، هر چند واقعاً هیچ كدام از دو طرف قصد سوء استفاده از سادگی و یا ناآگاهی طرف مقابل را ندارد، ولی چون غریزه ی زناشویی انسان بخصوص در دوران جوانی، بسیار قوی و شدید است و از طرف دیگر حیله‏های شیطانی نیز دراین مورد بسیار پیچیده، مرموز و متعددند، با طرح انگیزه‏های معقول و موجه به طور ناآگاهانه وارد چنین صحنه ی خطرناكی می‏شوند؛ به گمان این كه هدفشان مقدس و معقول است و این گونه ارتباط‏ها مشكلی ایجاد نمی‏كند و یا حداقل تا این اندازه مجاز و گاهی لازم و ضروری است.

با ایجاد چنین ارتباطی و شكل گیری علاقه ی ابتدایی بین دو طرف، امكان تحقیق و بررسی واقع بینانه كاهش می‏یابد و شخص از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت كرده، تحقیقی كه باید دور از هر گونه جهت‏گیری باشد، دچار جهت‏گیری و یا تعصب خواهد شد. همان طور كه گفته شد، وقتی علاقه و محبت چیزی در قلب فرد جای گرفت، او را نسبت به واقعیات كور و كر می‏كند و دیگر نمی‏تواند نقاط منفی و ضعف آن را ببیند و حتی بشنود و آن چه می‏بیند و می‏شنود، در نظرش زیبا و جذاب جلوه‏گر می‏شود و حتی نقاط ضعف را نقاط قوت تلقی می‏كند. خلاصه آن كه برای چنین امر حیاتی و مهمی باید ابتدا به تحقیق و بررسی پرداخت و سپس در صورت وجود قابلیت‏ها و صلاحیت‏ها، در فكر ایجاد علاقه بود؛ نه این كه با عینك محبت و علاقه، به بررسی احوال و ویژگی‏های فرد اقدام كرد. مطمئناً آن عشق و علاقه‏ای باعث كمال و آرامش می‏شود كه پس از پیمان زناشویی و تعهد به زندگی مشترك ایجاد می‏شود؛ نه آن عشق و علاقه قبل از ازدواج به فردی كه هنوز آگاهی و آشنایی كافی نسبت به او پیدا نشده و كاملاً سطحی و احساسی است.

بنابراین، امید است با دقت هرچه تمام تر در رشد و بالندگی، در این دوره ی بسیار حساس و سرنوشت‏ساز، تلاش كنید تا از هر گونه كجروی و كج‏اندیشی خود را حفظ كرده و سنگ بنای زندگی آینده را بر پایه‏هایی سست و مخرب قرار ندهید.

 


+ نوشته شده درساعت توسط صادق لطفی | | تعداد بازدید : 175

مطالب قبلی

صفحات وبلاگ